۳
 
مصاحبه با دکتر محمد بامنی مقدم: درباره رشته آمار
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۷:۳۵
کد مطلب: 3
 
وقتی در قدیم من راجع به آمار صحبت می­‌کردم، بقیه فکر می­‌کردند برای سرشماری بعدی من را جلوی در خانه‌­هایشان خواهند دید! در ایران آمار هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است.
مصاحبه با دکتر محمد بامنی مقدم: درباره رشته آمار
 
آمارستان: عصر یک روز زمستانی بود که پس از چند روز ملاقات با دکتر محمد بامنی مقدم توانسته بودیم قرار مصاحبه­‌ای با ایشان بگذاریم. دکتر مقدم از اساتید با تجربه و قدیمی دانشکده­‌ی آمار و اقتصاد دانشگاه علامه طباطبائی است که پس از سال­‌های متمادی، دروس طرح آزمایش­ها (۱) و (۲) و کنترل کیفیت آماری را تدریس می­‌نماید. وارد اتاق شلوغ ولی منظم استاد شدیم؛ هر چیزی سر جای خودش قرار داشت. اتاقی که با عکس­‌های قدیمی و زیبای روی دیوارش که یادآور خاطرات استاد است، هر کسی را مجذوب خود می­‌کند. استاد با رویی خوش، ما را پذیرفتند و ما مصاحبه را آغاز کردیم. یک، دو، سه... ضبط میشه:

- خودتان را معرفی کنید و خلاصه­ای از زندگیتان را بگویید؟

محمد بامنی مقدم هستم، اصالتاً اهل خراسان. در مشهد متولد شدم و تا دوم دبستان در آن­جا بودم. بعد از آن به صالح آباد رفتم. پدرم اهل آن­جا و کشاورزی ساده بود. مادرم هم اهل مشهد هستند. من هم بعد از گذراندن دوره­ی ابتدایی دوباره به مشهد بازگشتم.

در زمان ما - سال ۱۳۵۴ - قبل از اتمام دبیرستان، می­‌توانستیم در کنکورهای اعزام ملی شرکت کنیم. قرار بود بعد از دیپلم، مکانیک مشهد را ادامه بدهم ولی چون قبل از دیپلم جزء ده نفر اول اعزامی وزارت علوم وقت بودم، دیگر مکانیک مشهد را ادامه ندادم و اوایل سال ۱۳۵۵ به آمریکا رفتم و مهندسی نفت را تا سال ۱۳۵۹ ادامه دادم. در همین فاصله از طریق استادانم، به خصوص استادان هندی‌­ام به آمار علاقه­‌مند شدم. فکر ما، در فنی مهندسی این بود که حتماً باید با سرنیزه‌­ی هزینه، بتوانیم کیفیت را بالا ببریم. البته این طبیعتاً باعث می­‌شد هزینه­‌ی کل محصول بالا برود و آن را از رقابتی بودن بیندازد و سهم بازار آن را کاهش دهد. توسط همین استادان هندی، ایده­‌ی قشنگی به من انتقال پیدا کرد. از سال ۱۹۴۵ تیمی به رهبری تاگوچی در حال کار کردن روی مباحثی تحت عنوان طرح آزمایش­ها بودند و روش‌­هایی را در مهندسی کیفیت به وجود آورده بودند که نه تنها می­توانست بدون هزینه، کیفیت را بالا ببرد بلکه هزینه­‌های واحد ساخت را هم کاهش می­داد. این نگرش جالب که از طریق روش­‌های آماری انجام می­‌پذیرفت مرا شیفته­‌ی آمار کرد. نسل ما مثل نسل جدید محاسبه­‌گر نبود، ما از روی دل تصمیم می­‌گرفتیم و اگر عاشق چیزی می­‌شدیم پی آن می­رفتیم. به هر حال با این آشنایی و به این طریق خیلی به آمار علاقه­‌مند شدم.

خلاصه، برای ادامه­‌ی تحصیل در رشته­‌ی آمار، به دلیل شرایط بهتر به هند رفتم، تا دکترا خواندم و یک سال هم در فوق دکترا کار کردم.

در آن­جا با الفبای این روش(طرح پارامتری استوار) آشنا شدم. در آن­جا دو پروژه به چاپ رساندم، سمینار دادم و در خدمت استادان بزرگی چون آقای دکتر سی آرائو (که قضایای معروف زیادی را چاپ کردند) بودم.

- چه سالی به ایران آمدید ؟

سال ۱۹۹۰ معادل ۱۳۶۹. من نه طرح سربازی داشتم نه طرح بورسیه­‌ای، معاف بودم ولی چون عِرق ملی داشتم، به وزارت علوم رفتم و گفتم هر جا نیاز دارید مرا بفرستید. مدتی در زاهدان بودم ولی به دلایلی مجبور به ترک آن­جا شدم. در تهران، هم برای دانشگاه تهران و هم علامه، تقاضا داده بودم و هر دو پذیرفته بودند ولی، چون علامه زودتر جواب داده بود، در این­جا مشغول به کار شدم.

دکتر محمد بامنی مقدم

- آمار همان چیزی بود که فکر می­‌کردید؟ یعنی اگر به گذشته برگردید باز هم آمار را انتخاب می­‌کنید؟ آیا نظرتان نسبت به آمار، قبل و بعد از تحصیل تغییر کرده است؟

به این سؤال از دو جنبه می­‌توان پرداخت. چون من در آمریکا بودم و در آن­جا با آمار و اساتید آمار آشنا شدم، فهمیدم آمار چه جایگاه والایی در علوم پایه دارد. ولی وقتی در قدیم من راجع به آمار صحبت می­‌کردم، بقیه فکر می­‌کردند برای سرشماری بعدی من را جلوی در خانه‌­هایشان خواهند دید! و تصور این­که آمار رشته‌­ای بسیار سخت باشد، در جایگاه علوم پایه قرار بگیرد و بتواند این قدر مشکل­‌گشا باشد، امکان نداشت. وجهه­‌ی آمار در خارج از کشور با این­جا کاملاً متفاوت است. با این جایگاه قطعاً باز هم آمار را انتخاب می­‌کردم. ولی خوب در ایران آمار هنوز جایگاه واقعی خود را پیدا نکرده است.

- فکر می­کنید به جایگاه
در خارج از کشور استادان در سال نهایتاً ۹ ساعت درس می­‌دهند. خوب در این­جا وقتی استادی مجبور است به خاطر گذران زندگی خود ۵۰ ساعت درس بدهد، طبیعتاً نمی­‌تواند استاد خوبی برای آن جوان مستعد باشد.
واقعی خودش برسد؟


من معتقدم، نکته­‌ای که همیشه باید در نظر داشت این است که همیشه در جایی رشد واقعی وجود دارد که دو عامل حتماً در آن نهادینه شده باشد: آزادی و رقابت سالم، نه تنها در آمار بلکه در هر بخش دیگری، تا شایسته سالاری بتواند جایگاه پیدا کند و افراد شایسته بتوانند خود را نشان دهند و عنان کارها را به دست گیرند.

هر پدیده‌­ای دارای پدیده­‌های فرایندی است. تقریباً هیچ سامانه­‌ای را در اطراف خود نمی­‌توانید ببینید که تاثیرپذیر از عوامل تصادفی نباشد و تنها جعبه ابزاری که می­‌تواند این سامانه­‌های تصادفی را بشناسد، تجزیه و تحلیل و بهینه کند، آمار است. پس آمار اگر واقعاً بتواند جایگاه واقعی خود را به دست آورد، در زمینه­‌های مختلف زندگی بشر بسیار کمک کننده است. گرچه شاید به آن جایگاه نرسیده باشد اما اگر برسد، موقعیت شما هم خیلی با چیزی که الان هست، متفاوت خواهد بود.

- یکی از معیارهایی که سطح علمی هر رشته‌ای را در هر کشور می­‌سنجند، میزان تولید مقالات علمی آن­هاست. این موضوع در ایران چگونه است؟ و یک دانشجوی آمار کِی و چگونه می­‌تواند به سمت نوشتن مقالات علمی برود؟

مسائل مختلف یک جامعه­‌ی ایده­‌آل با جامعه­‌ای که ممکن است ایده­‌آل نباشد متفاوت است. مسئله­‌ای که باید این­جا در نظر گرفت این است که اکثر دانشجویان ما به خاطر باندهای اجتماعی مختلف، وارد رشته‌های مختلف می­‌شوند نه بر اساس علاقه و عشق به آن رشته. پس چه توقعی از دانشجو داریم؟ مثلاً در همین رشته­‌ی آمار، در هر کلاس واقعاً تعداد انگشت شماری علاقه­‌مندند. خوب طبیعتاً این افراد به پژوهش هم علاقه­‌مند نمی­‌شوند و صرف­نظر از خیلی عوامل دیگر، این عامل بسیار مهم است. پس بچه­‌ها باید شناخت به دست آورند و انتخابشان بر اساس علاقه و شناخت باشد و پس از ورود به رشته، وسائل فراهم باشد و استادش واقعاً استاد باشد. مثلاً در خارج از کشور استادان در سال نهایتاً ۹ ساعت درس می­‌دهند. خوب در این­جا وقتی استادی مجبور است به خاطر گذران زندگی خود ۵۰ ساعت درس بدهد، طبیعتاً نمی­‌تواند استاد خوبی برای آن جوان مستعد باشد. از طرفی دانشجو انواع مشکلات اجتماعی، سیاسی، مالی و... را ممکن است داشته باشد و تمامی این مشکلات باعث می­‌شود تعداد مقالات علمی ما بسیار پایین باشد.

- یک دانشجوی دوره‌­ی کارشناسی می­تواند اقدام به نوشتن مقاله کند؟

بله. کافی است علاقه داشته باشد و مباحث را خوب بخواند و استادی را پیدا کند که وقت بگذارد و راهنمایی­‌اش کند.

- نظرتان را راجع به تحصیل در خارج از کشور بفرمایید؟

من خودم نزدیک به ۱۵ تا ۱۷ سال خارج از کشور بودم، همسرم هم همین طور. سختی­‌های زیادی کشیدیم. البته دو وجه متمایز دارد. یکی وجه امکانات آموزشی و تحقیقی است و دیگری امکانات رفاهی. مثلاً در آمریکا شاید چون زبان ما با آن­ها فرق داشت، شهروند درجه اول به حساب نمی­‌آمدیم ولی هرگز آن­ها را از لحاظ علمی به ما ترجیح نمی­‌دادند و ملاک فقط علم بود. ولی هند مزایای خاص دیگری هم داشت. جالب این است که هند بر خلاف تصور، کشوری بسیار قوی است. در هند، من و همسرم احساس می­‌کردیم در کشور خودمان هستیم و احساس راحتی بیشتری نسبت به آمریکا داشتیم. البته آمریکا از لحاظ امکانات رفاهی، فرصت­‌ها و رشد، جایگاه والایی دارد. ولی تمام زندگی کار است و احساس تنهایی وجود دارد و زندگی، تنها محدود به خانواده است.

یک فارغ التحصیل آمار چه فرصت­‌هایی برای اشتغال در جامعه دارد؟ آیا درس­‌های ارائه شده در دانشگاه­‌ها به تنهایی برای فعالیت در بازار کار کافی است یا دانشجویان باید در کنار این دروس به دنبال مباحث جدید مثلاً نرم­‌افزارها باشند؟

من معتقدم افرادی که هیچ کاری از آن­ها بر نمی­‌آید، باید بروند جذب ادارات دولتی بشوند و آن­‌هایی که واقعاً استعداد دارند و می­‌خواهند واقعاً نوآوری کنند، باید بگردند، یک طرح نو بریزند، ابداعی انجام دهند و ببینند چه زمینه­هایی را می­‌شود به وجود آورد.

کافیست جوان بخواهد و بداند که، چه می­‌خواهد، برنامه ریزی کند و تمام انرژی­‌اش را به سمت هدفش سوق دهد.

- از میان گرایش­‌های مختلف رشته آمار کدام یک را ترجیح می­‌دهید؟ و برای دانشجویانی که تصمیم دارند در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کنند، چه پیشنهادی دارید؟

تمام گرایش‌­های رشته آمار قشنگ و خیلی خوب هستند به شرطی که در آن­ها خوب عمل شود. در ایران رشته­های کاربردی و محض تفاوت چندانی با هم ندارند. اما به این که کدام جنبه را می­‌خواهید بررسی کنید، بستگی دارد. بنابراین بیشتر به این وابسته است که چه می‌­خواهید و چه چیزی به طبع شما سازگارتر است. اگر می­‌خواهید مسائل آکادمیک را دنبال کنید، گرایش­‌های محض بهتر است، اما اگر بخواهید جنبه­‌های بازار را مدنظر قرار دهید، طبیعتاً گرایش­های کاربردی بهتر است.

- بسیاری از افراد که کنترل کیفیت آماری کار می­‌کنند، از نرم‌­افزار MiniTab استفاده می­‌کنند. اما بسیاری از آماری­‌ها تنها می­‌توانند SPSS کار
هر چیزی که در اطراف به صورت یک سامانه مشاهده می­کنید، چه طبیعی و چه مصنوعی، همه تصادفی یا غیرقابل تعیین­‌اند و جعبه ابزاری که بتواند داده‌­های حاصل از چنین سامانه­‌هایی را تجزیه و تحلیل کند و بعد شما بتوانید در رابطه با این سامانه، تصمیم­‌گیری کنید و به زبان ساده­تر، بهینه سازی انجام دهید، آمار است.
کنند. نظرتان درباره نرم‌­افزارها چیست؟


فکر می­‌کنم MiniTab نرم‌­افزار خیلی جمع و جور و User Friendly و بسیار قوی است. حتی در قسمت Design هم قوی است. گرچه ما به صورت تخصصی در طرح آزمایش­ها از Design Expert استفاده می­‌کنیم.

- از نظر کارایی، این نرم افزارها چگونه هستند؟

از نظر کارایی یکسان هستند و هر دو (SPSS و MiniTab)، Menu Type هستند. ولی SAS بسیار قوی و حرفه­ایست و ممکن است دانشجویان کارشناسی کمتر به آن بپردازند. به نظر من الان دانشجویان باید به سمت MiniTab و SPSS بروند.

- دروس طرح آزمایش­ها و کنترل کیفیت آماری از جمله دروسی­‌اند که دانشجویان آمار بیشتر به صورت نظری با آن­ها سروکار دارند، چه پیشنهادی برای درک کاربردی این دروس دارید؟ آیا بازدید از کارخانجات و مشاهده­‌ی کاربرد عملی این دروس تاثیری در فهم بهتر این دروس دارد؟

قبلاً دانشجویانم را برای یادگیری بیشتر به کارخانه­‌ها می­‌بردم اما به خاطر عدم همکاری دانشگاه، رؤسای کارخانه­‌ها، مسئولیت دانشجویان و مشکلاتی از این قبیل، انجام این کار عملاً دیگر میسر نیست. معضل بزرگی که برسر راه ما هست، کارخانه­‌دارها هستند که اجازه ورود ما را به آن­جا نمی­‌دهند و چون بازار چندان رقابتی نیست، صاحب کارخانه نیاز پیدا نمی­‌کند که کیفیت کالایش را بالا و قیمتش را پایین بیاورد. چون تاثیر زیادی برایش ندارد. بنابراین این را درک نمی­کند که اگر یک دانشجوی کارشناسی یا کارشناسی ارشد، ایده نویی بدهد و صرفه­‌جویی های خوبی را ارائه دهد، چه­ قدر ارزشمند است.

- اگر با هماهنگی انجمن علمی - دانشجویی آمار دانشگاه بتوانیم مقدمات رفتن به یک کارخانه را فراهم کنیم، آیا موافقت می­‌نمایید؟

بله. حتی می­‌توانیم به کارخانه­‌دارها بگوییم که دانشگاه چه کاری می­تواند برایشان در زمینه­‌ی بهبود کیفیت و کاهش هزینه‌هایشان به­ طور داوطلبانه انجام دهد. ما در جامعه­‌ی دانشگاهی می­‌دانیم علائق و استعدادها کجاست. در این صورت همه‌­ی افراد جامعه به کشف این استعدادها کمک می­‌کنند.

- مفهوم آنوا (ANOVA) چیست و بر اساس چه نیازی ایجاد شده است؟

فیشر در دهه­‌ی ۱۹۲۰ در پژوهش­‌های کشاورزی کار می­‌کرد و خیلی از ابزارهای آماری را برای مقایسه ابداع کرد که یکی از آن­ها، تحلیل واریانس است. برای گفتن از آنوا مقدمه­‌ای را بگویم: آمار، مطالعه سامانه‌­های تصادفی است. در این سامانه­‌های تصادفی دو نوع بررسی عمده داریم؛ مطالعه­‌های مشاهده­‌ای و مطالعه­‌های آزمایشی. در مطالعه­‌ی مشاهده‌­ای، ورودی­‌های سامانه تصادفی را دستکاری نمی­‌کنیم و در سطوح مشخصی ثابت نگه می­داریم و متغیرهای خروجی سامانه را مشاهده می­‌کنیم تا سامانه را بشناسیم و بتوانیم آن را بهینه کنیم. در مطالعه­‌های آزمایشی بیشتر می­‌خواهیم به دنبال علت­‌ها بگردیم، بنابراین به طور هدفمند تغییراتی را در ورودی سامانه انجام می­دهیم تا تاثیراتش را در خروجی ببینیم و به این طریق بتوانیم علت­‌یابی کنیم. وقتی می­خواهید در قسمت مطالعه­‌های آزمایشی کاری کنید، با متغیری به نام جامعه یا تیمار سروکار داریم. برای مقایسه بیش از دو تیمار نمی‌­توان از روش­های دوعاملی استفاده کرد. به این علت که وقتی مقایسه بیش از دو تیمار را انجام می­دهیم، می­‌دانیم که خطای نوع اول به شدت افزایش می­یابد و سطح اطمینان را به شدت کاهش می­دهد. پس به دنبال روش دیگری هستیم. وقتی از روش Z و T استفاده کنیم، برآوردهایی که استفاده می­‌کنیم از آزمون درست­نمایی است، اما درست­نمایی برای بیش از دو جامعه جوابگوی مسئله نیست و یا این­که خیلی پیچیده می­‌شود. بنابراین از روش دیگری به نام تحلیل واریانس استفاده می­‌شود.

در اصل مفهوم تحلیل واریانس، مقایسه­‌ی میانگین­‌های بیش از دو جامعه از طریق محاسبه­‌ی تغییرپذیری کل داده‌­ها و تفکیک آن­ها به مؤلفه­‌های مربوطه­اش است که بر اساس الگوهای مشاهداتش به وجود می‌­آید. بعد، براورد واریانس کل را به‌­دست می­آوریم و با مقایسه­‌ی این براوردها از مؤلفه­‌های دیگر با هم، در مورد میانگین­‌ها تصمیم­‌گیری می­کنیم. به این ترتیب تحلیل واریانس، تغییر پذیری کل را به مؤلفه­‌هایی بر اساس الگوی مشاهدات تقسیم می­‌کند و واریانس جامعه را از طریق این مؤلفه­‌ها برآورد می­‌کند و در مورد انواع فرض‌های آماری تصمیم­گیری می­کند. یکی از متداول­ترین آزمون­ها، برابری بین میانگین­‌ها برای بیش از دو جامعه است.

- در رگرسیون هم تحلیل واریانس داریم، رابطه رگرسیون با آنوا چیست؟

این­ها همه جزء مدل‌های خطی­‌اند. چه در مطالعه­‌های آزمایشی و چه در مطالعه­‌های مشاهده‌­ای، وقتی می­خواهند رابطه­‌ای بین متغیرها به وجود بیاورند، از روشی به نام رگرسیون استفاده می­کنند.

- با توجه به این که آمار تنها علمی است که درباره‌­ی آینده صحبت می­کند، آینده‌­ی آمار را چگونه می­بینید؟

من می­‌توانم این حرف را در چند جمله خلاصه کنم. هر چیزی که در اطراف به صورت یک سامانه مشاهده می­کنید، چه طبیعی و چه مصنوعی، همه تصادفی یا غیرقابل تعیین­‌اند و جعبه ابزاری که بتواند داده‌­های حاصل از چنین سامانه­‌هایی را تجزیه و تحلیل کند و بعد شما بتوانید در رابطه با این سامانه، تصمیم­‌گیری کنید و به زبان ساده­تر، بهینه سازی انجام دهید، آمار است. پس جایگاه والای آمار قابل تصور است و تا زمانی که با سامانه­‌های تصادفی روبه­‌رو باشیم با آمار روبه­‌رو می‌­شویم.
Share/Save/Bookmark
 


حسین جعفرپناه
۱۳۹۳-۰۲-۱۷ ۰۳:۵۹:۲۳
با اهدا سلام و تحیات
جناب اقای دکتر بامنی مقدم
سخنان از دل بر امده تان بر دل می نشیند .
پاکی کلامتان از سرمنشایی برامده که طراوت گل محمدی را می پراکند .
کاش سرزمینمان چون شما را که بر اساس شایستگی و تلاش خود محور در مصدر معلمی میبیند بسیار داشت .
غنیمت گرانقدر وجودتان را دانشجویان و گیرندگان پیام از سایر احاد اجتماع را قدر میدانند .
سلامت سعادت توفیق روز افزون جنابعالی و خانواده محترمتان را ارزو دارم .
برای روح بلند پدر عزیزتان نور و رحمت را از خداوند متعال خواهانم .
بازگشت به خراسان ، صالح اباد .سال های 50 تا 55
هم روستاییتان حسین جعفر پناه (21)
 
فرشته نيكوچوبدار
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۳-۰۸-۰۷ ۱۴:۵۰:۴۴
با عرض سلام و درود
خدمت آقاي دكتر بامني مقدم
استاد من از دانشجويان كنترل كيفيت دانشكده سنجش بودم. كه 20 شدم. من الان در دانشگاه سمنان ارشد آمار رياضي مشغولم. من ميخاستم بدونم در زمينه طرح آزمايش ها در داده هاي فضايي شما مي توانيد كمكم كنيد.
با تشكر دانشجو شما فرشته نيكوچوبدار (59)
 
ایدا علی دوست
۱۳۹۴-۰۷-۲۶ ۱۲:۵۱:۴۳
با سلام و خسته نباشید من خیلی خوشحالم که دانشجوی چنین استاد فرهیخته و باسواد باوجدان هستم واز خداوند متعال برای ایشان و خانواده ایشان موفقیت و سلامتی را خواستارام (124)