نگاهی به دیدگاه‌های مختلف موجود نسبت به آمار
آیا آمار علم است؟!!!
نگاهی به دیدگاه‌های مختلف موجود نسبت به آمار
تاریخ انتشار : جمعه ۲۳ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۱:۰۳
کد مطلب: 208
 
آمار، با قدمتی بیش از 2500 سال خدمت به بشر، همواره مورد توجه بشر بوده است. از این رو، در تعاریف ارائه شده برای آن، دیدگاه‌های مختلفی وجود دارد. در این نگاره، به بررسی دیدگاه‌های مختلف و ارائه یک نظر جدید در رابطه با آمار و تشریح مختصر آن پرداخته شده است.
آیا آمار علم است؟!!!
 
مقدمه
علم آمار به شدت و با سرعتی چشم‌گیر در حال رشد است، به گونه‌ای که پیش‌بینی می‌شود در آینده‌ای نه چندان دور، دانستن و یا ندانستن این علم معیاری برای شناسایی سطح سواد شناخته خواهد شد. موضوع جالب این است که در تعریف این علم و اساسا علم بودن آن اختلاف نظر فراوانی وجود دارد.
با گشت زنی در منابع مختلف علمی و مقالات و سایت‌های موجود، با تعاریف مختلف در سطوح مختلف برای آمار مواجه خواهیم شد. برخی از دیدگاه‌ها آمار را به عنوان هنر و یک متد تحلیل داده‌ها می‌دانند؛ برخی دیگر آمار را شاخه‌ای از ریاضیات می‌دانند که به تحلیل داده‌ها در مسائلی که عدم حتمیت در آن‌ها خود را به نمایش می‌تواند بگذارد، می‌دانند؛ اما بسیاری از آماردانان، آمار را فراتر از این مسائل و علم جمع‌آوری، خلاصه سازی، دسته‌بندی، تصویرگری و تجزیه و تحلیل داده‌ها می‌دانند. بیشتر نظرات حول مورد دوم و سوم یعنی بین شاخه‌ای از ریاضی و علم بودن آمار می‌گردد. سؤالی که در این مرحله پرسیده می‌شود این
در رابطه با آمار سه دیدگاه وجود دارد؛ یکی آن را هنر می‌داند، دیگری آن را شاخه‌ای از ریاضیات می‌داند و یکی دیگر آن را علم می‌خواند.
است که چرا برخی آمار را شاخه‌ای از ریاضی می‌دانند و چرا برخی آمار را علمی مستقل می‌دانند؟‼ و سؤال بعدی مطروحه این است که آیا نمی‌توان این نظرات را متفق نمود؟‼
در این نگاره براین شدیم تا به بررسی دلایل این اختلاف نظر بپردازیم و اقدامات انجام گرفته برای متحدسازی (که البته صرفا توجیهات دفاعی از نظرات بوده‌اند)، را ارائه نماییم.
همانگونه که بیان شد، سه دیدگاه در رابطه با آمار وجود دارد:

۱. روش یا هنر تحلیل داده:
این دسته از افراد، آمار را یک هنر تحلیل داده صرف نظر از این‌که داده چه بوده و یا از کجا آمده است، می‌دانند. این افراد آمار را یک هنر می‌دانند.
در پاسخ به این دیدگاه، می‌توان گفت که اگر آمار را به عنوان یک هنر پذیرفت، در این صورت امکان استنباط و ارائه نظر در رابطه با پدیده‌ها را نمی‌توان در نظر گرفت. همچنین باید خاطر نشان کرد که در جهان امروز کمتر کسی آمار را یک هنر معرفی می‌کند به طوری‌که در تقریبا همه‌جای دنیا، درجه کارشناسی‌ارشد آمار را با M.Sc. معرفی می‌کنند و نه M.A. . نکته قابل توجه این است که در هنر امکان نقد کردن وجود دارد ولی نقد امکان رد نظر فرد ارائه‌دهنده نظر ممکن نیست درحالی که یک آماردان می‌تواند فرضیه‌ای قابل ارائه را رد کرده و بیان کند که در جامعه این وضعیت وجود ندارد.
۲. شاخه‌ای از ریاضیات:
افراد طرفدار این نوع دیدگاه عمدتا به دلیل ریاضیاتی بودن مبانی آمار، به آن دیدگاه ریاضیاتی دارند. این افراد به شدت به محض بودن آمار و در تناظر بودن کاربرد آمار با شاخه‌ای از محضیات و ریاضیات بکار رفته در آمار مقید بوده و آن را اصلی از آمار می‌دانند.
در پاسخ به
در جهان کنونی کمتر کسی آمار را به جهت توانایی استباط در آن، هنر می‌داند و بیشتر نظرات حول شاخه‌ای کاربردی از ریاضی بودن و یا علم مجزا بودن آمار می‌گردد.
این دیدگاه، باید اشاره کرد که این دیدگاه هرچند بسیار مهم بوده و باید براساس اخلاق آماری هر گویه‌ای علمی بوده و براساس یک ضابطه‌ای ارائه گردد ولی این دیدگاه توان لازم برای تصمیم‌گیری و ارائه تصمیمات کم خطر را ندارد. از آنجایی که علم هنوز در حال پیشرفت بوده و تکمیل نشده است و علم ریاضیات و ... همگی در حال تکمیل شناخت خود از طبیعت مخلوق الهی است، برای بیان وضعیت‌ها و تصمیم‌های لازم که همگی برپایه آمار است، بسیار ضعیف بوده و یک آماردان باید دیدگاه بسیار جامعی در مورد مسئله مورد بررسی خود داشته باشد به نحوی که عمدتا آمار را تبدیل به یک موضوع میان رشته‌ای نموده است. به همین دلیل است که آمار را برای تمامی رشته‌ها شرح می‌دهند تا در بررسی‌ها و کاربردهای علمی خود بتوانند توجیه آمار و بیانات آن را متوجه شوند. به عنوان مثالی برای یکی از حالاتی که آمار را از شاخه‌ای از ریاضیات جدا می‌سازد می‌توان به تحلیل‌های آماری در زمینه آمار رسمی پرداخت. مثلا زمانی که نرخ تورم را حساب می‌کنند، در صورتی که جامعه ملتهب باشد، عمدتا نرخ تورم را کمتر از مقدار برآورد شده ارائه می‌کنند تا تورم ناشی از اعلام نرخ تورم، کم باشد و وضعیت اقتصادی ثباتش را حفظ کند؛ و یا زمانی که در حال ارائه برخی از اطلاعات هستند، برای حفظ محرمانگی اطلاعات، به نحوی خلاقانه داده‌ها را در هم می‌آمیزند تا امکان بازیابی اطلاعات مربوط به یک گروه، شرکت و یا ... خاص قابلیت مهندسی معکوس خود را کمتر کند. به عبارتی اعتماد مردم و یا نهادها به مراجع ثبت و جمع‌آوری اطلاعات از بین نرود. این‌ها مسائلی است که در قالب ریاضیات نمی‌توان بدان پرداخت و شاید بتوان به آن‌ها مفهومی فلسفی و یا مدنی تطبیق دارد.
۳. علم:
افرادی
آمار دانش بررسی پدیده‌ها براساس مقادیر اندازه‌گیری شده است.
که به آمار از دیدگاه علمی می‌پردازند، در تبیین تعریف علمی این رشته دانش، به ۵ مفهوم اشاره دارند؛ این افراد آمار را علم جمع‌آوری داده، تخلیص، دسته‌بندی، نمایش و تحلیل تفسیر داده‌ها معرفی می‌کنند.
یکی از ایراداتی که به این دیدگاه گرفته می‌شود طولانی بودن تعریف است؛ افرادی معتقدند که این نوع تعریف در همه زمینه‌ها ممکن بوده و بیان‌گر فلسفه، زمینه و ... مربوط به علم آمار نیست ولی جامعیت لازم را دارا می‌باشد. از این رو در جهان کنونی بیشتر توجهات به دو دیدگاه آخر معطوف شده است.
دیدگاه نویسنده و محقق در رابطه با آمار
من آمار را به عنوان یک علم و دانش می‌دانم. هم‌چون هر دانش و علمی دیگر، علم آمار نیز باید در راستای شناخت و بررسی پدیده‌ها باشد. تفاوت آمار را می‌توان در این دانست که موضع اصلی خود را به خود پدیده‌ها کرده و به نحوه اندازه‌گیری داده‌ها کاری نداشته و با داده‌های بدست آمده به تشریح و ارائه نظر می‌پردازد. در این صورت خطاهای ممکن در اندازه‌گیری را به عنوان اجزا غیر قابل کنترل در نظر گرفته از این رو یک جزئی در آن ایجاد می‌شود که پاسخ‌ها، داده‎ها و ... را غیرقابل پیش‌بینی کرده است.
غیرقابل پیش‌بینی، نه به عنوان آن‌که تحت کنترل نیست و یا نمی‌توان آن را به هیچ قیمتی تحت کنترل در
پدیده: پدید+آورنده(صفت فاعلی مرخم مرکب) پدید+آمده(صفت مفعولی مرکب مرخم)
آورد که در این صورت ناقض نظام‌مند بودن دنیا خواهد شد؛ بلکه، غیرقابل پیش‌بینی به معنی این که تغییرپذیری در آن مجاز بوده و برای حصول داده‌ها ممکن است دلایل ایجاد تغییر به تمامی تحت کنترل قرار نگیرد. از این رو، داده‌های آماری را تصادفی نیز می‌نامند. یکی از نیازهای پیدایش آمار نیز همین بوده است که تحت کنترل در آوردن پدیده‌ها اغلب با هزینه‌های گزافی همراه بوده و گاه ناممکن برای بشر بوده است (مثل ایجاد برخورد بین دو ستاره و ...) و یا حتی دور از انسانیت است (بررسی اثر دارو روی انسان‌ها و...). لازم به ذکر است که این وضعیت برای خالق که دارای قدرت لایزال است، سهل بوده و پدیده‌ها در پیشگاه خداوند تبارک و تعالی، تصادفی ندارد.
نکته دیگری که باید در این راستا به آن اشاره کرد این است که در تعریف علم آمار باید بگونه‌ای آمار را تعریف کرد که بتوان با استفاده از آن ۵ زمینه مشخص شده و دسته‌بندی عملکردهای دانش آماری را در آن ارائه نمود. یکی از پدیده‌هایی که ممکن است آمار با آن مواجه شود، تشریح خود داده‌ها و یا منابع موجود برای داده‌ها است که خود آن‌ها به دلیل ایجاد موجودیت برای خود مسئله (جمع‌آوری داده‌ها) و یا مشاهدات ناشی از پدیده(تخلیص، دسته‌بندی و نمایش داده‌ها)، می‌توان به عنوان پدیده‌ای مورد بررسی به آن نظر نمود. به عبارتی تعریفی که می‌خواهم
بهترین بررسی پدیده آن است که حقایق آن پدیده را بیان نماید.
برای دانش آمار ارائه کند، تعریف پیشین را به مواجه آمار با سه پدیده تبدیل خواهد نمود:
۱. مواجهه آمار با پدیده بروز(جمع‌آوری داده‌ها)
۲. مواجهه آمار با پدیده مشاهده(تخلیص، دسته‌بندی و نمایش داده‌ها)
۳. مواجه آمار با پدیده شناخت(تحلیل و تفسیر داده‌ها)
از این رو تعریف آمار را می‌توان به صورت زیر خلاصه نمود:
آمار دانش بررسی پدیده‌ها براساس مقادیر اندازه‌گیری شده است.
همچنین لازم به ذکر است که موضوعات مورد بررسی با علم آمار تمام پدیده‌ها است. ساده‌ترین شیوه بررسی پدیده‌ها بیان وضعیت ممکن در رویداد و میزان تمرکز و ... این وضعیت‌ها است. پدیده به یک موضوع و یا مسئله گفته می‌شود که یا باعث پدیدآمدن(پدید+آورنده{صفت فاعلی مرکب مرخم}) یک رویداد می‌شود و یا ناشی از یک بروز/ امکان بروز واقعه(پدید+آمده{صفت مفعولی مرکب مرخم}) را دارد. مشاهده می‌شود که تمام این پدیده‌ها مسائل واقعی است. در آمار با مشاهدات و یا واقعیت‌ها سر و کار داریم. در اینصورت برترین نوع تحلیل آن نوعی از تحلیل است که حقایق یک واقعیت را بیان کند. لازم به ذکر است که در آمار حقایق پس از مشاهده رویدادها ممکن است حاصل گردد و مبانی نظری و حقیقتی قبل از پژوهش مربوط به آمار نخواهد بود. از این رو مبانی نظری که به عنوان حقایق/وقایع بروز یک پدیده بیان می‌شود در حوزه مطالعات آماری نیست.
Share/Save/Bookmark
مولف : محمد لوایی